الشيخ محمد علي الگرامي القمي
22
خودسازى و مسائل روانى (فارسى)
لازم است توجه شنوندگان محترم را به اين نكته جلب كنم كه بحث ما يك بحث دينى و اسلامى نبوده و نقل برخى آيات و روايات مذهبى تنها روى جنبه نظريه علمى و نقل كلمات آن بزرگان به عنوان دانشمندانى بس بزرگ مىباشد نه به عنوان تعبد ! در تواريخ امم ( اسلامى و غيره ) شواهد بزرگى از اختلاف روحيهها ديده مىشود كه به عنوان تفنن گفتار به داستانى كوتاه اشاره مىشود . به سعد وقاص فرمانده ارتش اسلام خبر دادند كه يكى از افسران اسلامى به نام ابوالهول رشادتى بزرگ از خود نشان داده است . سعد پس از شناسائى آن افسر گفت من از اين افسر داستانى مىدانم كه اين رشادتها در برابر آن چيزى به حساب نمىآيد . و در پاسخ سؤال از آن داستان گفت : زمانى ميان قبيله ابوالهول و قبيلهاى ديگر نزاعى در گرفت قبيله دشمن با شبيخونى خسارات زيادى براى قبيله ابوالهول به بار آورد . ابوالهول پس از اطلاع از جريان با جوانان قبيله تماس گرفته آنها را تحريك نمود ولى به زودى فهميد آهن سرد كوفتن است به ناچار روزى يك تنه سوار بر شترى به طرف قبيله دشمن حركت كرد با خود مقدارى طناب و لباس برداشت همين كه نزديك دشمن رسيد لباسها را در آورده به رسم دهقانان كه لباسهائى سر چوبهاى مزارع نصب مىكنند به چوبهائى پوشانيده به طور پراكنده ولى تا حدودى نزديك هم قرار داده سپس به طرف دشمن حركت كرد و يك تنه به طور ناگهانى شبيخون زده حمله برد دشمن كه غافلگير شده بود فرارى شد . دشمن تصور نمود حمله كنندگانى زياد هستند . نوشتهاند كه احيانا شخصى